|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
 محهمهد سدیقی کهبوودوهند، عهدنان حهسهنپوور، هیوا بوتیمار،ئیجلال قهوامی،کاوه جهوانمهرد، ئاکۆ کوردنهسهب. فهرزادی کهمانگهر . فهرهاد وهکیلی ،مهحمووی ساڵحی و گشت زیندانیه کوردهکانی تر بههارهی هیدایهت و خوێندکارانی هاوڕێی ، مهنسووری ئۆسانلوو ، ههروهها گشت زیندانیه سیاسییهکانی ئێران
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
زۆر داوای لێبوردنتان لێ دهکهم. ماوهیهک سایتهکهم به هۆی بڕێک کێشهوه تێک چووبوو و ئێوهی ئازیز ههر بهسهرتان کردووم و به نامه ئاگادارتان کردمهوه. له ئهمڕۆوه دهست بهکار دهبمهوه. سپاس
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
هاورێی بهڕێز و خۆشهویستم مههاباد گیان
ههواڵی دڵتهزێنی کۆچی دوایی هاوسهری بهڕێز و تێکۆشهرت کاک مستهفا گهرمیانی بهڕاستی خهمباری کردم. من له خهمی خۆتدا به هاوبهش بزانه .
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
اشک خواهری در نگرانی اعدام برادرش
همراهان، بشر دوستان ، ای کسانی که وجدان انسانی و انسانیت در نهادتان نقش بسته...
با چشمانی پر از اشک و بغض گریه در گلو ، در حال نوشتنم. نمیدانم چگونه قلم را بر کاغذ به حرکت وادارم تا واژههای مورد نظرم را به درستی بنگارم. چشمه اشکم در حال خشکیدن است. شش ماه است چشم براهم. چشم براه عزیزترین و نازنین ترینم که از راه برسد و همچون همیشه بگوید: سلام لیلی جان...
در طول این شش ماه مدام به خود میگفتم نگران نباش، چیزی نیست. صدای درونم به من نهیب میزد که لیلی نترس ، شجاع باش ، بزودی انتظارت پایان می یابد و عزیزت بازخواهد گشت. هزاران آه و افسوس، عزیز جانم براستی دلسوز من بود. نمیدانم آنکه چنین حکم سنگینی برای برادرم صادر کرده بویی از انسانیت برده است؟ آیا اتهامات وارده به برادر من سزاوار صدور حکم اعدام است؟
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
زندانی تازه رهیده از سلول انفرادی اطلاعات از رؤیت دست نوشتههای روی دیوار سلول میگفت. گویا بر دیوار سلول تنگ و تاریک انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سنندج، دست نوشتههای یک نویسنده جوان بیست و پنج ساله کورد به زبان کوردی نقش بسته:
"ناوم عهدنانی حهسهن پووره، دهڵێن تاوانم سیخوڕی بۆ بێگانهیه!"
"نامم عدنان حسن پور است، میگویند اتهامم جاسوسی! است."
آنسوتر دیوار پر شده از اشعار شاملو.
آخر اغلب جوانان کورد عاشق اشعار شاملو هستند.
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
نیروهای امنیتی بلأخره به تهدیدهای مکرر تلفنی علیه آقای محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان حقوق بشر کوردستان جامه عمل پوشانده و روز یکشنبه دهم تیر ماه وی را بازداشت و روانه بند مخوف 209 زندان اوین نمودند. هرچند اوین از زندانهای کوردستان مخوف تر نیست و هر آنچه در وصف بدترین بندهای اوین گفته میشود ،درزندانهای عمومی کوردستان( چه رسد به سلولهای انفرادی اطلاعات) روالی عادی تلقی میشود، اما بازداشت فردی همچون کبودوند نشانه مخوف عدم تحمل هر گونه فعالیت مدنی مسالمت آمیز در کوردستان است.
|
|
Wednesday, 25 July 2007 |
|
"دنیا " پس از یک ساعت به بند بازگشت. آرام از کنار تختم که بالای تخت "زهرا" بود، رد شد. با چشمان نمناک نگاهی به من کرد و گفت: «خب خانوم طلوعی جان، اینبار هم گناهانم پاک شد، حالا تا دفعه دیگه»
پرسیدم: «دفعه دیگه؟ مگه قراره بازم برگردی؟»
|
|
Sunday, 17 June 2007 |
|
گزارشگران بدون مرز نسبت به آزار و مجازات روزنامه نگاراني که اعتراضات مردمي را در ايران پوشش خبری مي دهند معترض است . در يک هفته ٤ روزنامه نگار توسط دادگاه ها انقلاب محاکمه شده اند. سه روزنامه نگار به زندان محکوم شده و روزنامه نگار ديگر در انتظار صدور حکم خود است.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند " صدور احکام زندان برای روزنامه نگاراني که فقط وظيفه خود را انجام داده اند، تاسف بار است. رسانه ها بايد خواست ها و اعتراضات در جامعه را منعکس کنند، اين روزنامه نگاران با انگيزه های سياسي محکوم شده اند، اين بار نيز مقامات مسئول ايران با تندی و خشونت به اين درخواست پاسخ دادند."
١۹ خرداد ماه اعلام شد که شعبهی اول دادگاه انقلاب سنندج، اجلال قوامی روزنامه نگار هفتهنامه توقيف شده ی پيام مردم کردستان را به سه سال زندان و سعيد ساعدی همکار بسياری از مطبوعات و روزنامه نگار مستقل را به دو سال و نيم زندان محکوم کرده است. اتهام اين دو روزنامه نگار "اقدام عليه نظام و امنيت ملی کشور از طريق شرکت فعال و موثر و تجمع غيرقانونی"، " فعاليت تبليغی عليه نظام " و "اهانت به مقامات" اعلام شده است. همين دادگاه در تاريخ ٣١ ارديبهشت ماه رويا طلوعي سردبير نشريه توقيف شده رسان را به شش سال زندان محكوم کرده بود.
ههواڵنێرانی بێسنوور: دهزگای دادوهری ههواڵنێرانی ناڕهزایهتییه خهڵكییهكان سزادهدا
ههواڵنێرانی بێسنوور له ئازارو سزادانی ئهو رۆژنامهنووسانهی كه ههواڵو راپۆرت لهسهر خۆپیشاندانو ناڕهزایهتییهكانی خهڵكی ئێران بڵاودهكهنهوه، ناڕازییه. له ماوهی حهوتوویهك دا 4 رۆژنامهنووس لهلایهن دادگاكانی شۆڕشهوه دادگایی كراون. 3 رۆژنامهنووس حوكمی بهندكردنیان لهسهر دراوهو رۆژنامهنووسێكی دیكه له چاوهڕوانیی دهركردنی حوكم دایه.
لهم پێوهندییهدا ههواڵنێرانی بێسنوور رایگهیاند: "دهركرنی حوكمی زیندان بۆ ئهو رۆژنامهنووسانهی كه تهنیا ئهركی خۆیان بهڕێوهبردوه، خهم هێنهره. راگهیهنهكان دهبێ داخوازیو ناڕهزایهتییهكان له كۆمهڵگادا بڵاوبكهنهوه، ئهم رۆژنامهنووسانه به "ئهنگیزه"ی سیاسییهوه مهحكووم كراون، كاربهدهستانی ئێران ئهمجارهش به توندیو توندوتیژییهوه وهڵامی ئهم داخوازییهیان دایهوه".
له 19ی جۆزهردان دا راگهیهندرا كه لقی یهكی دادگای شۆڕشی سنه، ئیجلال قهوامی، رۆژنامهنووسی حهوتوونامهی داخراوی "پیام مردم كردستان"ی به 3 ساڵ زیندانو سهعید ساعدی، هاوكاری زۆربهی چاپهمهنییهكانو رۆژنامهنووسی سهربهخۆی به 2 ساڵو نیو زیندان مهحكووم كرد. تۆمهتی ئهم دوو رۆژنامهنووسه "ههوڵدان له دژی نیزامو تهناهیی نهتهوهیی له رێگهی بهشداریی چالاكانهو شوێندانهر له كۆبوونهوه نایاسایییهكان دا"، "چالاكیی تهبلیغاتی له دژی نیزام"و "سووكایهتی به بهرپرسان" راگهیهندراوه. ههر ئهم دادگایه له رێكهوتی 31ی بانهمهڕدا رۆئیا تلووعی، سهردهبیری بڵاوكراوهی داخراوی "راسان"ی به 6 ساڵ زیندان مهحكووم كرد.
|
|
Sunday, 10 June 2007 |
|
بیانیه دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
براساس اعلام وکلای سه روزنامه نگار کرد؛ رویا طلوعی روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، اجلال قوامی روزنامه نگار و عضو هیات تحریریه چند نشریه در کردستان و سعید ساعدی روزنامه نگار آزاد سنندجی، به اتهام اقدام علیه نظام و امنیت ملی کشور از طریق شرکت فعال بویژه در تجمع غیر قانونی در تاریخ هشتم و دهم مرداد سال 1384در مقابل استانداری کردستان، فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام، و اهانت به مقام رهبری، هریک به ترتیب به 6 سال، 3 سال و 2 و نیم سال حبس محکوم شده اند. این احکام گرچه بدوی است، اما با توجه به فضای غیر مدنی و میلیتاریستی حاکم بر کردستان و حضور و نفوذ افرادی خشن و بیگانه با حقوق بشر در منطقه، این احتمال وجود دارد که محاکم تجدید نظر نیز این احکام را تایید کنند. این درحالی است که وکلای این سه روزنامه نگار، حضور آنها در تجمعات را کسب خبر اعلام کرده اند که از وظایف اطلاع رسانی آنهاست. این وکلا، دیگر اتهامات انتسابی را، اتهامهای کلی، مبهم و غیر مستند ذکر کرده اند.
|
|
Thursday, 07 June 2007 |
|
مادری خسته ، تنها ، امیدوار ، قوی که کمی با مادران دیگر متفاوت است . مادران بسیاری را در کردستان سراغ ندارم . که این چنین باشند . او را دیدم به یاد مادرانی افتادم که هیچگاه فرزندان قهرمانشان را مردم از یاد نخواهند برد اما این مادر حق داشت از همین مردم گله داشته باشد ، از دوستانِ بعضاً پر مدعا ومگسان گرد شیرینی . دوستان دوران بگو بخند ، دوران بحث هایی که شعار در آنها گوش آدمها را پر و کر می کند.
مرا دید بی آنکه قبلا همدیگر را دیده باشیم . گریست ، نه برای فرزندش که دیگر مال اونیست. - بله فرزند برومند تفکری است - که می رود ملت بیمار ودر خواب ما را بیدار نماید . فرزند پاک مام میهن ، کردستان است . با او گریستم . زیرا خود را هیچ نپنداشتم اهل قلم باشی ، روزنامه نگار و پر ادعا باشی اما از آن بترسی که اطلاع رسانی برای این فرزند ، برای این پسری که می رود مظهر مقاومت در زندان اوین شود . از گوشه وکنار در تهران ، سنندج ،کرماشان وکامیاران و..... شنیده بودم ، مقاوم است ، خم به ابرو نمی آورد . بی گناه است زیرا از بی گناهان دفاع کرده است .
|
|
|
Sunday, 03 June 2007 |
|
از ۲۲ خرداد سال گذشته٬ 121 مورد بازداشت بین فعالان زن صورت گرفته، و نزديك به يك ميليارد تومان وثيقه و كفالت براي آزادي بازداشتشدگان درخواست شدهاست.
355 ميليون تومان از اين مبلغ بابت كفالت 104 نفر از فعالان و ۶۲۰ ميليون تومان نيز بابت ۵ مورد وثيقه درخواست شدهاست. اين در حالي است كه در برخي موارد براي کفالتها مبلغي تعيين نشدهاست و در برخي موارد نيز بدون کفالت و وثيقه٬ با اخذ تعهد بازداشتشدگان آزاد شدهاند.
هم چنین مجموعا حکم 11.5 سال حبس تعلیقی و 8.5 سال حبس تعزیری برای فعالین جنبش زنان صادر شده است.
اولين موج دستگيري گستردهي فعالين و علاقهمندان مسائل زنان از تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ آغاز شد. اين تجمع در ميدان هفت تير که در سال گرد تجمع ۲۲ خرداد ۸۴ و در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانین مدنی برگزار می شد، به شدت توسط پليس به خشونت کشيدهشد و حدود ۷۰ نفر دستگير شدند.
|
|
|
Sunday, 27 May 2007 |
|
دایکێک منداڵه تهمهن 4 ساڵهکهی که له تورکیه له دایک بوه، بۆ ناونووسی دهباته دایهنگه. کاتێک داوای ناسنامهی لێ دهکهن،دایکهکه ههناسهیهک ههڵدهکێشێ و دهڵێ: ناسنامهی نیه. منداڵهکانی دیکهشم که له عێراق له دایک بوون، بێ ناسنامهن. تهنانهت خۆم و هاوسهرهکهشم که پتر له 20 ساڵه ئێرانمان به جێ هێشتووه وله کاتی گۆرینی ناسنامه لهوێ نهبووین، ئێستا بێ ناسنامهین. فهرمانبهرهکه به سهرسوورمانهوه، پێکهنینێک له سهر لێوی دهنیشێ و دهڵێ: چ بنهماڵهیهکی بێ ناسنامه!!!! سهیره لهبنهماڵهیهک دا له دایک بووی 3 وڵاتی تێدایه بهڵام هیچیان ناسنامهی ئهو وڵاتانهیان نیه.
|
|
|
Wednesday, 30 May 2007 |
|
نسرين ستوده، وكيل مدافع اين رویا طلوعی در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه حكم محكوميت موكلش در تاريخ 27 تير ماه 85 صادر و در تاريخ 31 ارديبهشت ماه 86 به وكلاي پرونده ابلاغ شده است، گفت: موكلم از بابت شركت در تجمعهاي مورخ هشتم و دهم مرداد سال 84 مقابل استانداري كردستان به تحمل پنج سال حبس و از بابت اتهام «فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروههاي مخالف نظام» به تحمل يك سال حبس و در مجموع به تحمل شش سال حبس تعزيري محكوم شده است.
وي افزود: با توجه به اصل 27 قانون اساسي، جاي بسي سوال است كه موكلم به جهت استفاده از حق قانوني خود براي شركت در تجمع و اعلام مطالبات خود به تحمل كيفري چنين سنگين محكوم شده است.
ستوده تصريح كرد: بديهي است بنده در كنار ساير وكلاي پرونده، شيرين عبادي، محمد سيفزاده و نسيم غنوي، ظرف مهلت قانوني نسبت به مفاد حكم صادره تجديدنظرخواهي خواهيم كرد.
کامنت رویا:
سخنی با وکلای محبوبم:
از همه وکلای عزیزم سپاسگزارم، بویژه خانم نسرین ستوده که چه در هنگام بازداشتم و چه بعد از آن بارها در کمال صداقت و صمیمیت، راه دشوار تهران -سنندج را بر خود هموار میساخت و به یاریم میشتافت . شما عزیزان نهایت سعی خود را کردید که در بیدادگاه از من دفاع کنید و جلوی بیدادگری را بگیرید. اگر چه سناریوی طراحی شده اطلاعات سنندج و معاون جنایتکار و شکنجهگر دادستانی سنندج ، که با وجود دفاع ماهرانه و علمی شما کاملن خلع سلاح شده بود، به نحوی اجرا شد ، اما من بوجود شما عزیزان میبالم. شما موفق شدید پوزه دادستان و معاونش را در درخواست اعدام به استناد ماده 186 محارب که برایم تدارک دیده بودند بخاک بمالید. بدون شک شما وکلای برجسته اگر در کشورهای آزاد با قوه قضائیه مستقل بودید حکم تبرئه امثال مرا میگرفتید ، هرچند که در یک کشور دمکراتیک زنی بخاطر اعتراض مدنی به تبعیض علیه ملیت و جنسیتش بازداشت و محاکمه نمیشود.
در پایان خاطر نشان میسازم شما در شرایطی به دفاع و یاری من برخاستید که برخی وکلای کورد اصلاح طلب تهران نشین مدعی دفاع از حقوق مردم کرد ، بخاطر خوشخدمتی به نظام اسلامی نه تنها جرائت دفاع از من و همراهانم را نداشتند بلکه خواستار عدم انعکاس اخبار بازداشت من نیز شده بودند بلکه در زندان بپوسم و با مصاحبه هایم در باره وضع واقعی و خواست مردم کوردستان مانع اجرای نمایشهای دروغین آنان نشوم.
و سخنی با اطلاعاتیها:
اطلاعات همسرم را تهدید کرده که چنانچه از فعالیتهای رادیویی و تلویزیونی ام در مورد حقوق بشر دست برندارم، به یاری عوامل خود به تخریب شخصیت من خواهد پرداخت بطوریکه بدست خود اپوزیسیون ترور! شوم. براستی مضحک است. مگر همین عوامل البته انگشت شمار حضرات ، تاکنون کوتاهی کرده اند؟ نکند فکر میکنید بی اثری نوشتهها و مصاحباتشان ناشی از عدم اجرای درست دستوراتتان بوده؟!
اما بدانید و بدانید، ماه پشت ابر نمانده و آنکه به کارش اعتقاد داشته و صادق بوده همچنان میتازد . ماه میتابد و ....
با این تهدیدها نیز به هدف خود که همانا شک به همدیگر و عدم گردهمایی مبارزان است دست نمییابید.در ضمن با تهدید و حکم سنگین و مصادره و غارت اموالم به نفع جمهوری اسلامی و تهدید نمایش فیلم به زور شکنجه، وادار کردنم به اعترافات ساختگی (که در مورد صدها زندانی سیاسی این سناریوی نخ نما و بی اثر را بکار بردهاید)نمیتوانید مرا از ادامه مبارزه با بیعدالتی بازدارید. اگر اهل توقف مبارزه بودم پس از زندان ،ساکت شده یا همانجا طبق خواست شما به خدمت شما در می آمدم و در ظاهر زندانی سیاسی از اعدام رهیده یا از تبعید برگشته، به کسب مقام مشاورت شما میبالیدم . خلاصه اینکه درونن میباختم ...
افسوس برای شما اطلاعاتیها. به گمانتان چنان مرا خرد کردید که دیگر جرأت نکنم قد راست کنم؟گول خوردید، فکر کردید با آنچه بر من روا داشتید محال است بتوانم ادامه بدهم. اما من گریختم ، بسیار ماهرانه و در اولین فرصت ممکن. قبل از آنکه از گیجی فرار من در مهلت کوتاه قبل از ممنوع الخروچ کردنم در بیائید ، به دنیای آزاد رسیدم و باز هم ادامه دادم. به عواملتان سپردید که بگویند رویا فقط میخواست به آمریکا برسد و تاریخ مصرفش تمام شد.هههه ...چقدر نادانید. آنقدر نادان که در مخیله شما نمیگنجید که زنی بتواند باهوش باشد ، یا کردی بتواند صدای مسالمت آمیز و حقطلبانه مردم ستمدیدهاش را به دنیا و بویژه به همه مردم ایران برساند.
الآن هم در مخیله شما و همفکران شما نمیگنجد که زنی آنقدر مستقل باشد که طعمه شکارچیان سیاسی 75 میلیون دلار آمریکا نباشد بلکه با نام من و امثال من اندکی دلار به نام اعطای دمکراسی به ایران نصیب جیبهایشان گردد. یا حتا انقدر مستقل که در نبود همسرش با عزت و سربلندی کار کند و حرمت خود و فرزندانش را حفظ کرده و پوزه شکارچیان تنهای کهنهکار را هم بخاک بمالد که در تصورشان ، زنی تنها با دو بچه امکان ندارد تسلیم نشود یا با پول نتوان او را خرید...
آری زن بودن دشوار است .چون وقتی زنی و مبارزه میکنی با موانع مزخرفی هم روبرو میشوی که موانع جنسیتی است و هرگز یک مرد به خاطر مرد بودنش با آن مواجه نمیشود.بعنوان مثال هستند مردان مدعی مبارزه که از آنجا که هیچگونه توانایی برای زنان متصور نیستند الا وسیله رفع هوس، ادعا میکنند مقالات و مطالب ما زنان را آنان مینگارند!! من همیشه در دفتر نشریه ،به خانمهای دوستم که از این اتهام نگران میشدند میگفتم باید شاد باشیم که مردانی به میرزا بنویس بودن ما میبالند و پز میدهند .این ثابت میکند ما چقدر توانائیم که کارمند میرزا بنویسمان شدن هم ، برای آن افراد جای پز و قیافه گرفتن دارد:)
بهرحال با وجود تمام موانع به ظاهر کوچک و کم اهمیت جنسیتی ،عدهای هم از تو قهرمانی خیالی میسازند و توقع دارند که دائمن خود را سانسور کنی و از دردها و موانع جنسیتی ات نگویی تا اسطوره خیالی آنها بهم نریزد.من یک انسانم با تمام مشکلات جنسیتی ، ملیتی ، مذهبی و نژادیم. من یک انسانم که نمیخواهم اسطوره و قهرمانی خیالی باشم. من میخواهم زندگی آزاد و آسوده و در رفاه و آرامش ،نصیب همه زنان و کودکان و اقلیتهای ایران هم باشد.همین.
شما اطلاعاتیها هم اگر میخواهید دست برداریم بهتر است به آزادی و دمکراسی و حقوق بشر تن دهید. دیگر ما را چه حاجت به مبارزه؟ من که در یک ایران آزاد و دمکراتیک در آزمایشگاهم در سنندج (که از حلقوم مصادره کنندگان رژیمتان دوباره بیرون خواهم کشید)می نشینم و به درمان مریضهایم میپردازم و البته مقاله مینویسم و باز هم روزنامه چاپ میکنم.و امیدوارم در آن کشور آزاد هیچ کوردی و هیچ اقلیت ملی از حقوق خود بی بهره نباشد، هیچ زنی در مقابل خشونت و قانون ضد زن قرار نداشته و هیچ کودکی ناچار به تکدی و کار کم مزد نباشد.
دلم میخواهد در خیابانهای شهرهای ایران هم مثل آمریکا ،ازکودکان متکدی خبری نباشد ، از زنان ناچار به تن فروشی و ماشینهای ایستاده برای خرید تن آنها نیز خبری نباشد. دانشجو و کارگر و زن و معلم و پرستار کتک خورده هم نباشد.دلم میخواهد اسلام دروغین حکومتی نباشد و هر انسانی به خواست و اراده خود مؤمن باشد یا نباشد....
راستی سزای این آرزوها برای ایران چند سال زندان تعزیری است؟
|
|
|
Tuesday, 22 May 2007 |
|
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد .
برگرفته از وبلاگ زیبای آقای ایرج عبادی عزیز
|
| |
| |
| |
|
|
Sunday, 13 May 2007 |
|

... دایکیشم ناوی دۆعا بوو
دایکم ههرگیز باوهشی به باوکم نهفرۆشت .
یهکهم جار خاڵه گهورهکهم و مامم و باپیرم دوای چهند رۆژ لێدان و کوتان به زۆری دایکمیان له ئامێزی باوکم نا .
دایم ههر دهیقیژاند و هاواری دهکرد ... وام لێمهکهن ... لێم گهرێن ... ئهو پیاوهم ناوێ و ... .
بهڵام پیاو ماقوڵهکان رووبهندی نهریت زاریان بهست .
|
|
|
Saturday, 12 May 2007 |
|
رادیۆ دهنگی کوردی ئهمریکا
لای ههموومان ئاشـكرایه كه ژنان له زۆربهی كۆمهڵـگاكانی كیشوهری ئاسـیا و ئهفریقا گیروگرفتی زۆریان ههیه، بهڵام ئهوهی لێرهدا مهبهسـتمانه تیشـك بخهینه سهر گرفتهكانی ژنان له كۆمهڵـگای كوردیدا.سهبارهت بهم بابهته هاوكارمان جانی دیلان مێزگردێـكی بۆ ئهم بهڕێزانه سـازكردووه:
ڤـینۆس فایهق، ڕۆژنامهنووس و بزاڤگهری مافهكانی ژنان.
دكتۆر ڕوئیا تلوعی، بزاڤگهری مافهكانی ژنان و مرۆڤ.
دهتوانن گوێبیسـتی دهقی مێزگردهكه بن له ڕێـگهی كلیـكـكردنی ئهو فایله دهنـگیـیه
|
|
|
Tuesday, 08 May 2007 |
|
حكوومهتى كۆمارى ئیسلامى ئیَران یهكهمین ههنگاویَك كه پاش هاتنه سهر كارى ههڵیگرت سهركووتكردنى ژنان بوو. ئهم ریَژیمه كه له بیست و دووى ریَبهندانى 1357ى ههتاوى به بهتالاَنبردنى دهسكهوتهكانى گهلانى ئیَران هاته سهركار و دهسهلاَتى گرته دهست، ههر كه ساوا و كهم تهمهن بوو ددانى له ژنان تیژ كردهوه و درووشمى "یا روسهرى یا تووسهرى" بهرزكردهوه. به بهردهوامیش له راگهیاندنهكانیاندا باسى لهبهرچاوگرتنى حورِمهتى ئهخلاق و سوونهته ئاینییهكان سهبارهت به مهسهلهى حیجاب دهكا.
|
|
|
|
<< Start < Prev 1 2 3 4 Next > End >>
|
| Results 1 - 25 of 89 |